سریال محبوب زنان و مردان قبلِ انقلاب؛ دایی جان ناپلئون

به گزارش مجله دور زمین، روزنامه شرق: نوزدهم تیرماه تولد کارگردان مشهور ایرانی، ناصر تقوایی است که تا به امروز آثار مهمی در هنرهای نمایشی خلق نموده است. این کارگردان عظیم ایرانی هرچند با فاصله زیادی فیلم ساخته ولی هر یک از کارهای او همیشه مورد توجه منتقدان عرصه هنرهای نمایشی قرار گرفته اند. ناصر تقوایی متولد نوزدهم تیر 1320 آبادان است که در کنار فیلم سازانی مانند ابراهیم گلستان، بهرام بیضایی، مسعود کیمیایی، داریوش مهرجویی، علی حاتمی و امیر نادری از پیشگامان جنبش هنری در سینمای ایران هستند که بعدها موج نوی سینمای ایران نام گرفت.

سریال محبوب زنان و مردان قبلِ انقلاب؛ دایی جان ناپلئون

با ما همراه باشید و با تور ارزان ایتالیا از به بهترین کشور اروپا سفر کنیم و در شهرهای ونیز، فلورانس و رم بگردیم و بناهای تاریخی این کشور تاریخی را از نزدیک ببینیم.

آنها با روش فیلم سازی رایج آن زمان یعنی فیلمفارسی مخالف بودند و به سینما به مثابه هنر تصویری می نگریستند. در کارنامه هنری تقوایی شش فیلم بلند سینمایی از جمله آرامش در حضور دیگران، صادق نموده، نفرین، ناخدا خورشید، ای ایران، کاغذ بی خط و اپیزود کشتی یونانی از (مجموعه فیلم بلند قصه های کیش - 1377) دیده می گردد. همچنین مستندسازی را با ساخت تاکسی متر در سال 1346 در تلویزیون آغاز کرد. مستندهایی چون مشهد قالی، فروغ فرخزاد، اربعین و باد جن دیگر آثار درخشان این فیلم ساز خلاق هستند.

جدیدترین فیلم مستند او با عنوان تمرین آخر در سال 1383 ساخته شد که موضوع محوری آن تعزیه است که با همکاری فیلم خانه ملی ایران در بعضی جاها به نمایش عمومی درآمد. تقوایی فیلم کوتاه تحسین شده ای هم به نام رهایی دارد که در سال 1350 برای کانون پرورش فکری بچه ها و نوجوانان ساخت. فیلم رهایی قصه افتادن یک ماهی قرمز در دام یکی از چند پسربچه صیادی ا ست که برای گذران روزهای خود در حوالی ساحل به شیوه ای ابتدایی دست به صید می زنند. نزاع برای تصاحب این ماهیِ یگانه، موجب درگیری بچه ها با هم، شکسته شدن سر یکی از آنها و زندانی شدن صیاد کوچک، دادا، در انبار منزل است. حالا که دادا حال و روز ماهی که فضای تَنگِ تُنگ را تاب نمی آورد می بیند، با کلکی خود را به دریا می رساند و ماهی را آزاد می نماید. ذهنیت خلاق فیلم ساز با همین خلاصه داستان چندخطی به راحتی به نمایش گذاشته می گردد.

تقوایی از همان ابتدا با داستان نویسی و روایتگری آشنا بوده و مجموعه داستانی ای به نام تابستان همان سال نیز منتشر نموده است. تقوایی قبل از آغاز کار در سینما، جذب تلویزیون شد و با ساخت یک سریال تلویزیونی مورد توجه همگان نهاده شد. البته تسلط او بر امر داستان نویسی، عکاسی و فیلم نامه نویسی باعث شده است که همه جانبه به هنرهای تصویری نگاه کند و در کنار آن، وسواس زیاد او در اجرا منجر به این شده که کمتر کسی مثل او به چنین شهرتی دست یاید.

ضمن اینکه از جمله فیلم سازانی است که به هر بهایی فیلم نمی سازد. به همین دلیل کمترین تعداد فیلم را در مقایسه با هم نسلان خود ساخته است. او به راحتی به سانسور تن نمی دهد و همیشه تا شرایط کار برایش مهیا نگردد فیلمی را آغاز نمی نماید. چون نقد را بر نسیه ترجیح می دهد. او اغلب در امر اقتباس ید طولایی داد و هر بار که سراغش رفته همیشه در این زمینه پیروز عمل نموده است. مثلا تقوایی فیلم نامه آرامش در حضور دیگران را براساس داستان آرامش در حضور دیگران از مجموعه واهمه های بی نام ونشان به قلم غلامحسین ساعدی نوشت یا در فیلم ناخدا خورشید برداشتی آزاد از رمان داشتن و نداشتن نوشته ارنست همینگوی داشت.

شاید اگر بخواهیم از یکی از بهترین سریال های تلویزیون در تاریخ این رسانه یاد کنیم، بی گمان نام دایی جان ناپلئون به ذهن همگان خطور خواهد نمود. این سریال خود اقتباسی از یک رمان طنز به همین نام نوشته ایرج پزشکزاد است. این رمان نخستین بار در اواخر دهه 1340، به صورت پاورقی در مجله فردوسی با نام مستعار الف.پ آشنا منتشر شد. سپس به صورت کتاب درآمد و تا امروز بارها به صورت زیراکسی یا افست تجدید چاپ شده و اخیرا بعد از 40 سال هم بدون سانسور منتشر شد.

چگونگی ساخت سریال

دایی جان ناپلئون در سال 1355 از تلویزیون ملی ایران پخش شد. محل تصویربرداری این مجموعه خانه امین السلطان بود که به عنوان خانه و باغ اتحادیه شناخته می گردد.

ناصر تقوایی، کارگردان برجسته سینمای کشورمان در گفت وگویی درباره چگونگی ساخت این سریال گفته است: پیشنهاد ساخت این سریال از سوی ایرج گرگین، مدیر وقت شبکه دو تلویزیون به من شد. منتها آن روزها در تهران نبودم و مشغول کاری بودم. شرکت فرش ملی ایران تأسیس شده بود و به یک فیلم برای آشنایی بین المللی با فرش ایران نیاز داشتند و برای این فیلم هم سرمایه خوبی در اختیار می گذاشتند. این پیشنهاد را به من دادند. من این فیلم را گرفتم که فیلم پرهزینه طولانی بود، با تایم یک فیلم سینمایی. در نتیجه من پنج، شش ماهی با یک راننده دور ایران می گشتیم که وقتی می گوییم فرش ایران منظورمان کجاست. فرش کجا؟ من یک سفر مفصلی برای فرش ایران کردم و توی این فاصله بود که یک روزی تهران با خانه تماس گرفتم و به من گفتند ایرج گرگین چند بار زنگ زده و با تو کار دارد. یادم می آید شیراز بودیم برای فیلم برداری و من برای یک کاری یکی دو روزه آمدم تهران. به او زنگ زدم و گفت بیا می خواهم ببینمت. رفتم و همدیگر را دیدیم. کتاب دایی جان ناپلئون تازه درآمده بود. گذاشت جلوی من. گفت این را خواندی؟ گفتم نه. گفت مگر نمی شناسی پزشکزاد را؟ من با ایرج پزشکزاد رفیق بودم. رفیق گرمابه و گلستان بودیم. ولی چون این به صورت پاورقی در آن مجله فردوسی چاپ می شد و مجله فردوسی یک گاردی داشت در مقابل روشنفکران مخصوصا فروغ و گلستان و اینها، در نتیجه من نخوانده بودم، با وجود اینکه خیلی نزدیک بودم با ایرج. گفتم من حالا گرفتار یک کار سنگینی هستم و اینها. گفت خوب تو ببر این را بخوان و عجله نکن. جوابت را به من بده. من همان شب پرواز داشتم که دوباره برگردم شیراز. او در ادامه مطرح کرد: کتاب را گرفتم ازش و غروب که سوار هواپیما شدم و داشتیم برمی گشتیم، من توی راه آغاز کردم این را خواندن. تا وقتی رسیدیم به فرودگاه شیراز چیزی حدود 35 تا 40 صفحه اش را خوانده بودم. بلافاصله رفتم به هتل و به ایرج زنگ زدم و گفتم من این را می سازم. او هم راضی شد و دیگر چند وقت بعد کارمان در شیراز تمام شد و آمدیم تهران و قرارداد اجرائی اش را بستیم و به دلایلی هم آن فیلم فرش بعد از اینکه فیلم برداری اش تمام شد، متوقف ماند و من دیگر تمام نیرویم را گذاشتم روی دایی جان.

اگر بخواهیم دلایل ماندگاری سریال دایی جان ناپلئون را آنالیز کنیم، به چنین مؤلفه هایی برخورد خواهیم کرد:

الف: سریال- نوشت:

هرچند وقایع فیلم منطبق با وقایع رمان است اما همه رمان در سریال نیست. در حقیقت تقوایی آنچه به روایت تصویری نزدیک تر بوده در سریال استفاده کرد. مثل انتهای کتاب که شبیه انتهای سریال نیست. در ضمن در رمان چهره و رفتار شخصیت ها خیلی دقیق و جزئی توصیف نشده اند. اما در سریال و هنگام اجرا با جزئیات حیرت انگیزی روبرو هستیم که فقط از توانمندی های یک کارگردان برجسته و ریزبین برمی آید. در حقیقت به ضرس قاطع می توان گفت سریال - نوشت دایی جان با رمان متفاوت است و اینجاست که رمان نویس و سینماگر از هم تفکیک می شوند و در عین حال هر دو در کار خود متبحر هستند.

ب: کیفیت فنی مثل فیلم برداری، طراحی صحنه، لباس و...:

سؤال این است که برای چنین سریال غیر از خانه اتحادیه کدام فضا می توانست هویت ایرانی سریال را نمایندگی کند. انتخاب لوکیشن یکی از مهم ترین ویژگی های این سریال است. ضمن اینکه دقت در به کارگیری جزئیات صحنه مثل تفنگ به دیوار آویزان، گرامافون کوچه اتاق ریال تابلوی ژاک لویی داوید، حوض حیاط، بوته نسترن، آلاچیق و... همه و همه جزء ضروریات فضای داستان هستند؛ یعنی حذف هر کدام لطمه ای به ادامه داستان می زد.

ج: انتخاب بازیگران:

در خاطرات بعضی از بازیگران و خود کارگردان آمده که قرار بود نقش دایی جان (غلامحسین نقشینه) و اسدالله میرزا (پرویز صیاد) را کسی دیگر بازی کند! حالا تصور کنید که اگر هرکدام از این بازیگران از جمله مش قاسم و سعید و شیرعلب قصاب و... را افراد دیگری بازی می کردند، قطعا کیفیت سریال ساخته شده را نداشت.

د: کارگردانی:

دایی جان نه تنها یک متن مناسب دارد بلکه از کارگردانی و راهنمایی درستی برخوردار است. کل فیلم در فضای بسته فیلم برداری می گردد ولی تماشاگر هرگز احساس خستگی و خفگی نمی نماید. تعداد نماها از لانگ شات تا کلوزآپ به قدری متعادل هستند که گویی به جای یک سریال تلویزیونی، شاهد یک فیلم سینمایی هستید.

زنده یاد نصرت کریمی درباره نقش آقاجان چنین خاطره ای داشت: در تاریخ اول مرداد 1354، ناصر تقوایی طی تماس تلفنی به من گفت تا چند روز دیگر باید کلید دوربینی را بزنم. آقایان انتظامی و نصیریان، برای دو نقش اول دایی جان و آقاجان در نظر گرفته شده بودند ولی به علت شرکت در چند فیلم، نمی توانند به مدت پنج ماه، اوقات خود را به طور تمام وقت در اختیار من بگذارند. دستم توی حناست: آیا تو فرصت داری یکی از این نقش ها را به عهده بگیری؟.

من در آن زمان، فیلم خانه خراب را به انتها رسانده بودم و مشغول نوشتن فیلم نامه سریال خسرو میرزای دوم بودم. بنابراین می توانستم ضمن نوشتن فیلم نامه، با ناصر تقوایی هم کار کنم. بالاخره با پیشنهادش موافقت کردم و همان دم، مرا به دفتر کارش که در محل فیلم برداری بود دعوت کرد. او نقش آقاجان را برای من در نظر گرفته بود. من دوست داشتم نقش مش قاسم را بازی کنم اما ناصر گفت آن نقش را به فنی زاده داده است. همان روز قراردادی به مدت پنج ماه، از قرار ماهی 10 هزار تومان با من منعقد شد که بعدا یک ماه دیگر تمدید شد: چون فیلم برداری این سریال شش ماه طول کشید.

تقوایی که در جست و جوی یافتن هنرپیشه ای برای ایفای نقش دایی جان بود، در این مورد محبت آمیز با من صحبت کرد. گفتم بازیگران استخوان دار و باتجربه ای وجود دارند که من از جوانی که وارد تئا تر شدم، آنها را می شناسم. این بازیگران کارکشته که در دهه 20 در اوج شهرت بودند، سال هاست که از کار تئا تر، خود را کنار کشیده اند. عده ای را نام بردم مثلِ گرمسیری، تفرشی، آزاد، نقشینه، ایروانلو، مجید محسنی، وثوق و دیگران. با توافق تقوایی، بلافاصله با عده ای از بازیگران قدیمی تماس تلفنی گرفتم و کسانی که دعوت به همکاری را اجابت کردند به دفتر تقوایی آمدند و هرکدام نقش های برجسته ای را در این سریال بر عهده گرفتند. وقتی نقشینه وارد دفتر شد، تقوایی در همان برخورد اول گفت: این دایی جان ناپلئون است! نقش شمس علی میرزا را به مرحوم تفرشی آزاد محول کرد. نقش ناظم الحکما را به مرحوم ایروانلو داد.

تقوایی درباره کیفیت کار گفته است: وقتی یک اثر خوب ماندگار ساخته می گردد، واقعا به طرز معجزه آسایی همه چیز با هم هماهنگ می گردد. این اتفاقی بود که در دایی جان افتاد. من یادم می آید که فیلم برداری مان را آغاز نموده بودیم ولی هنوز خود دایی جان را پیدا ننموده بودم. یک روز رفتم تلویزیون، دفتر داوود رشیدی که آن زمان مسئول فیلم ها و برنامه های تئا تر شبکه دو بود. در دفتر او دیدم یک پیرمردی منتظر نشسته است. رفت داوود را دید و آمد و من رفتم گفتم داوود این کی بود؟ گفت این آقای نقشینه است. از بازیگران خیلی قدیمی تئا تر است که سال هاست کار نمی نماید و حالا یک نمایشی اجرا نموده بود و آمده بود که اجرای تلویزیونی کند. من برادرم که همراهم بود (را) فرستادم، گفتم این را پیدایش کن ببر استودیو و من می آیم آنجا الان. این طوری من دایی جان را پیدا کردم. می گویم ناگهان همه چیز دست به دست هم می دهد و به خیر و خوشی. این اتفاق عینا در خصوص دایی جان برای ما افتاد. حالا ضمن اینکه خود آقای قطبی (مدیرعامل سازمان رادیو تلویزیون) خیلی علاقه به این داستان داشت و می دید که کار خوب پیش می رود و واقعا من یک روز لنگی نداشتم که از جانب تهیه کننده باشد.

ناپلئون خر است!

یکی از جملات کلیدی سریال فحش بچه ها بود که روی دیوار با گچ نوشته شد: ناپلئون خر است که از همان زمان نام ناپلئون به دایی جان سنجاق می گردد. در حقیقت اگر به سرنوشت دایی جان نگاه کنیم، انتها زندگی رو به زوال یک خانواده اشرافی - قجری - را به زیرکی هر چه تمام تر با واژه-خر یعنی نادان - توصیف می گردد.

دایی جان ناپلئون یا همان ناپلئون خیالی سال ها با توهم توطئه زندگی نموده و بدون دادن هیچ گونه هزینه ای، خواهان بازگشت جلال و جبروت توخالی گذشته خود است. دایی جان عظیم ترین عضو این خانواده، با اندیشه های غیرواقعی و با مقاومت کردن در برابر تغییرات سعی می نماید زوال خود را به عقب بیندازد ولی در جدال این تضاد درونی و بیرونی، کمدی رقم می خورد و چه عالی تقوایی- پزشکزاد این موقعیت و داستان را روایت کردند.

منبع: برترین ها
انتشار: 22 مرداد 1399 بروزرسانی: 6 مهر 1399 گردآورنده: dorezamin.ir شناسه مطلب: 1212

به "سریال محبوب زنان و مردان قبلِ انقلاب؛ دایی جان ناپلئون" امتیاز دهید

امتیاز دهید:

دیدگاه های مرتبط با "سریال محبوب زنان و مردان قبلِ انقلاب؛ دایی جان ناپلئون"

* نظرتان را در مورد این مقاله با ما درمیان بگذارید